ایران من!

حرفهایی از من تو ما حرفهایی از روزها و شبهای ایران

نامه کدیور به هاشمی رفسنجانی
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳۱ 

کدیور پس از نامه نگاری سرگشاده به سیدحسن خمینی و طرح این توقع که وی سیره امام خمینی و حاج سیداحمدآقا- رضوان الله تعالی علیهما- را نقد و رد کند، نامه سرگشاده ای هم به هاشمی و علیه رهبری منتشر کرد.

علاقه افراطی آقای دوربینی حلقه لندن به خودنمایی و نامه پراکنی باعث حرف و حدیث هایی درباره او شده است.
کدیور پس از نامه نگاری سرگشاده به سیدحسن خمینی و طرح این توقع که وی سیره امام خمینی و حاج سیداحمدآقا- رضوان الله تعالی علیهما- را نقد و رد کند، نامه سرگشاده ای هم به هاشمی و علیه رهبری منتشر کرد.
هرچند که با توجه به سوابق قلم به مزدی برادرزن مهاجرانی، سفارشی و رپرتاژ بودن نامه های اخیر از سوی محافل آمریکایی دور از ذهن نیست و از طرفی نمی توان سفر اخیر وی به تل آویو را در این میان نادیده گرفت، اما شهرت طلبی زیاده از حد و میل افراطی کدیور به هر قیمت گمانه دیگری است که اتفاقا مورد توجه سایت ضدانقلابی خودنویس قرار گرفته است.

 خودنویس در تحلیل خودنمایی حجت الامسال هرمنوتیک نوشت: آیا نامه به نوه امام خمینی مبنی بر رد نظریه ولایت فقیه، که پدربزرگش با آن جمهوری اسلامی را بنیانگذاری کرد و پدربزرگ و پدرش برای حفظ آن هر تلاشی انجام دادند، تا آنجا که پدربزرگ گفت حفظ نظام از اوجب واجبات است، انتظاری واقعی را دنبال می کرد؟ آیا حسن خمینی، که هرچه دارد ناشی از پدر و پدربزرگش هست، می تواند به کل به میراث آن دو پشت پا بزند و همه آنها را رد کند؟ اگر سیدحسن خمینی با ولایت فقیه مخالف باشد، آیا در شرایط کنونی کشور رد علنی آن رکن اساسی قانون اساسی برای او مقدور است؟ اگر نیست، متن نامه دال بر چه چیزی است؟ وقتی هدف اصلی نگارش نامه محقق شدنی نباشد، نامه چه دستاوردی خواهد داشت؟ نویسنده می تواند دهها مقاله و کتاب بنویسد و در آنها ولایت فقیه را رد کند. اما نامه و درخواست از دیگری چیز دیگری است. متن نامه سرگشاده کدیور به هاشمی رفسنجانی هم همین مشکل را دارد. اگر یک درهزارم هم برای هاشمی رفسنجانی و دیگر اعضای مجلس خبرگان چنان درخواستی امکان طرح ندارد، این متن چه دستاوردی دارد؟ کدیور آن قدر هوشیار است که تند تند نامه های بدون رسیدن به هدف اصلی و تصریح شده ننویسد. برخی مدعی هستند که چون هاشمی رفسنجانی از طریق مهدی هاشمی هزینه مالی جرس را تامین می کند (گفته می شود آقای کدیور به یکی از روشنفکران دینی که از او پرسیده بود منابع مالی شما از کجا تامین می شود؟ گفته بود که از یکی از بزرگان از طریق فرزندش که در خارج از کشور است هزینه های جرس را می پردازد) حجت الاسلام کدیور باید هوای هاشمی رفسنجانی را داشته باشد و نه تنها در جرس انتقادی از او نشود، بلکه او را مخاطب درخواست های حل بحران های جمهوری اسلامی قلمداد کنند. اما رسیدن به این هدف بدون نگارش این نامه هم قابل دستیابی است. این نامه یک در میلیون امکان تحقق ندارد. پس متن نامه چه مقصودی را برآورده خواهد کرد؟

 این سایت ضدانقلابی می افزاید: «نامه هایی که به هیچ وجه به اهداف تصریح شده نمی رسند، به چه چیز می رسند؟ نامه تک نفره، با درخواست هایی ناممکن از نظر تجربی، چه نتیجه ای دارد؟ شاید تنها نتیجه عملی این نوع نامه ها، خود نامه تک نفره باشد؟ مگر این کم نتیجه ای است که حجت الاسلامی وجود دارد که نامه های تک امضایی بدون نتیجه می نویسد؟ به جای آنکه به محال تجربی بودن اهداف مصرح توجه کنید، به خود نامه بنگرید که نویسنده ای دارد که از موضع بالا نامه می نویسد. درست است که سیاست محل کارهای شدنی و نتیجه بخش است. اما اگر خواننده نامه به این نکته بیندیشد که نویسنده در آمریکا نشسته و از فلوشیپ های آمریکایی استفاده می کند و بدون ترس از پرداخت کمترین هزینه این نامه ها را می نویسد، باز هم نگاه نادرستی به متن دارد و خوانش او به تفسیری درست منتهی نمی شود. نامه ای داریم و نویسنده ای. نویسنده ای که شعارهای معترضان پس از انتخابات را عوض می کند. نویسنده ای که حد و مرز جنبش سبز را تعیین می کند که چه کسانی عضو آنند و چه کسانی بیرون آن؟ نویسنده ای که به همه نامه می نویسد و برای آنها تعیین تکلیف می کند. نویسنده مهم است، نه نامه. نتیجه مهم است، اما نتیجه آنی نیست که به عنوان هدف تصریح شده، نتیجه این است که نویسنده بسیار مهم است»(!)

 شایان ذکر است کدیور اخیرا در گفت وگو با صدای آمریکا مدعی شد آشوبگران در تظاهرات روز قدس شعار «هم غزه هم لبنان سر می دادند» و نه شعار «نه غزه، نه لبنان».
این ادعا باعث هو شدن وی از سوی ضدانقلاب و رد کردن انبوه فیلم های تظاهرات آن روز شد.
کدیور در پوشش لباس آخوندی پیش از این ارتباطاتی با بیت منتظری از یک سو و برخی حلقه های بهایی در خارج از طرف دیگر داشت و از این طریق مورد عنایت محافل اطلاعاتی آمریکا بود. اما گویا با درگذشت آقای منتظری و سرآمد عمر فتنه سبز با پوشش دین، تاریخ انقضای مزدوری او هم رسیده است. شاید به همین دلیل هم هست که او می کوشد با انکار واقعیات از طرفی و قلمبه گویی و موج سازی از طرف دیگر، به اربابان خود چنین القا کند که هنوز هم به درد می خورد.


کلمات کلیدی:
 
شعارنه غزه نه لبنان کسانیکه مدعی هاشمی هستند
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳۱ 

سال گذشته بارها و بارها عناصر خیابانی فتنه شعار زشت نه غزه نه لبنان را سردادند.

دراین مطلب برخی از مواضع و نکات جالبی از زندگی آقای هاشمی را دراین رابطه قرار خواهیم داد تا خوانندگان خود قضاوت کنند که چگونه میتوان پشت سر هاشمی مخفی شد و این شعارها را داد.

هرکس تصور میکند هاشمی حامی شعار نه غزه نه لبنان است بهتر است رویکردهای وی را مورد مطالعه و بازنگری قرار دهد.

وی دردیدار سال 1386 با سفیر فلسطین در تهران جملاتی بسیار گویا از موضع جمهوری اسلامی ایران دارد:

صلح و ثبات و آرامش در خاورمیانه بدون ادای حق مردم فلسطین و بازگشت میلیون‌ها پناهنده فلسطینی به‌دست نخواهدآمد.

هاشمی رفسنجانی افزود: تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد زبان گفت وگو با رژیم صهیونیستی سود ندارد وحقوق ازدست رفته فلسطینی‌ها را باز نمی‌گرداند.

وی در دیدار سال 1388 آبان ماه با سفیر فلسطین در تهران ابراز میدارد:

رفسنجانی مقاومت را تنها راه برای پیروزی مردم فلسطین عنوان می کند و ادامه میدهد: اقدامات رژیم صهیونیستی در محاصره مسجد الاقصی و همچنین ایجاد مشکلات در زندگی مردم فلسطین استحکام بیشتری برای مقاومت ایجاد می کند.وی پیگیری جنایات رهبران رژیم صهیونیستی در غزه را از مهمترین وظایف سازمانهای بین المللی و حقوق بشری نموده و می افزاید: مسلمانان در سراسر جهان خواهان پایان دادن به اقدامات ضد حقوق بشری رژیم صهیونیستی و اعاده حقوق مردم فلسطین هستند.

بخش هایی از جملات ایشان در دیدار با خالد مشعل در اذرماه سال 1388 است:

ظلمی که امروز به مردم غزه می‌شود بسیار رنج‌آور است و مقابله و پایان دادن به آن وظیفه جهان اسلام است».

به عقیده رفسنجانی: «اتحاد جهان اسلام در موضوع فلسطین می‌تواند مانع مهمی در مقابل زیاده‌خواهی‌های رژیم صهیونیستی باشد و کشورهای اسلامی باید تلاش کنند تا با شکستن محاصره غزه به رنج و درد مردم این منطقه پایان دهند».

وی تاکید میکند: «پیگیری و مجازات عاملان اصلی این جنایات ضد بشری بر ضد مردم فلسطین بر عهده سازمان‌های بین‌المللی و حقوق بشری است و کوتاهی در این مورد می‌تواند اعتبار این سازمان‌ها را از بین ببرد».

هاشمی رفسنجانی زنده بودن حرکت‌ جهادی در دل مردم فلسطین را مایه خشنودی عنوان کرد ومیگوید: «حفظ روحیه جهادی و صبر در مقابل سختی‌ها و ناملایمات دو عنصر مهم در پایداری و پیروزی مردم فلسطین است که اکنون به وضوح در این مردم مشاهده می‌شود».

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکیدمیکند: «یکپارچگی و وحدت مردم فلسطین و گروه‌های سیاسی آن و دوری از هرگونه اختلاف، قدرت مبارزه برای احقاق حق مردم فلسطین را افزایش می‌دهد و همه نیروهای حاضر در عرصه مبارزه باید به این موضوع توجه ویژه داشته باشند».

و از همه اینها جالب تر سایت شخصی آقای هاشمی گزارشی را درباره علاقه هاشمی به فلسطین منتشر می نماید که بسیار قابل توجه است:

...................................................... بدینگونه بود که سرگیجه ساواک به مخبرین آنها هم سرایت کرد تا جایی که در ۲۱ مرداد ماه ۱۳۵۰ مخبر ساواک خبر از کشف مهمی داد که هاشمی نام فرزندش را به علت علاقه به مبارزات مردم فلسطین " یاسر " نهاده و با ساختمان سازی در پی تامین اعتبار لازم راه اندازی و ارتقاء گروه فرهنگی رفاه است ! چرا که امید داشت که با این خبر مهم گره از مشکلات متعدد ساواک با " شیخ اکبر هاشمی " بگشاید !!

 

بنابر این بهتر است آقای هاشمی در آستانه روز قدس سال جاری بار دیگر مواضع خود درباره فلسطین را شفاف بیان کنند تا راه سو استفاده حامیان فتنه برای همیشه بسته شود.


کلمات کلیدی:
 
سفرهای خاندان هاشمی سفرهای مظفرالدین شاه!
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳۱ 
محمدصفایی روحیه ضد اشرافی گری احمدی نژاد را یاد آور شد و گفت:"در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بسیاری از کانونهای این آقایان را به هم زد که یکی از اینها سازمان بهینه سازی سوخت بود که پسر آقای رفسنجانی رییس آن بود ."
او افزود: یک کارهایی نیز در رابطه با دانشگاه آزاد انجام داد که بیشتر از این نرسید تا کار اساسی در مورد آن انجام دهد.

 

صفایی گفت:اگر به فیلم مهدی هادوی ، اولین دادستان بعد از انقلاب توجه کنید می بینید که دانشگاه آزاد با حمایت همین جریان چه بلایی را بر سر خانواده این مرد در آورده است.
وی توضیح داد:آقای هادوی مقداری از یک زمین را وقف می کند و بقیه زمین در تملک خودش بود که دانشگاه آزاد می آید و این زمین را به زور می گیرد و چند نفر را زیر خاک می کنند.
فرماندار گناباد در ارتباط با نفوذ این جریان در قوه قضاییه نیز گفت :هر کس منتقد این جریان می شود ضربه می خورد .

وی افزود:آقای عباسی به من گفت چهار روز قبل از انتخابات مرا به دادگاه بردند و 200میلیون تومان وثیقه نقد خواستند و چون نتوانستم تهیه کنم مرا به زندان اوین به بند جانیان انتقال دادند.
او با طرح این پرسش که " ببینید بر سر پسر آقای سلیمی نمین چه در آوردند "، ادامه داد: اگر کسی با اینها در گیر شود با او بر خورد می کنند زیرا جریان اشرافیت ول کن نیست و دنیای خود را رها نمی کند.
صفایی به تناقض گویی این جریان اشاره کرد و گفت :"الان آقای هاشمی رفسنجانی از یک طرف می خواهد بگوید ما در نظام هستیم و از طرف دیگر اگر به هتاکان و حرمت شکنان اعلام موضع کند همه حمایت این جریان را از دست می دهد و همین جریان می گوید تو ما را هم بازی می دهی."

وی با اشاره به نامه محسن رضایی به رهبر انقلاب افزود: "رفسنجانی این آقا را جلو انداخت بلکه بتواند برای این جریان فرجی بکند و رضایی نیز خود آلوده به این جریان است ."
او ادامه داد :رضایی می گوید من سرباز ملت هستم در صورتی که سرباز اشرافی گری است .
فرماندار گناباد با اشاره به رانت های استفاده شده توسط این جریان گفت :کدام یک از فرزندان ملت ایران می توانند سربازی نرفته از ویزای آمریکا استفاده کنند و این رانتها امروز از اینها گرفته شده که ترش کرده اند و دارند علیه مردم ایران توطئه می کنند.

وی با اشاره به سفر هاشمی رفسنجانی به جاکارتا جهت شرکت در کنفرانس سران کشور های اسلامی افزود:" یک فهرستی از افراد اعزامی به این کنفرانس از عمه و خاله تهیه شده بود که آدم را به یاد سفرهای مظفرالدین شاه می انداخت و این طور رفتارها با مبنای نطام دینی جور نیست. "
صفایی گفت: در آن برنامه حدود 700 نفر به آن سفر می رفتند که 160نفر از آنها از یک خانواده هاشمی رفسنجانی بودند.

منبع:خبرگزاری جمهوری اسلامی-۱۰/۸۸


کلمات کلیدی:
 
نه غزه نه لبنان!!!
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٧ 

سال گذشته بارها و بارها عناصر خیابانی فتنه شعار زشت نه غزه نه لبنان را سردادند.

دراین مطلب برخی از مواضع و نکات جالبی از زندگی آقای هاشمی را دراین رابطه قرار خواهیم داد تا خوانندگان خود قضاوت کنند که چگونه میتوان پشت سر هاشمی مخفی شد و این شعارها را داد.

هرکس تصور میکند هاشمی حامی شعار نه غزه نه لبنان است بهتر است رویکردهای وی را مورد مطالعه و بازنگری قرار دهد.

وی دردیدار سال 1386 با سفیر فلسطین در تهران جملاتی بسیار گویا از موضع جمهوری اسلامی ایران دارد:

صلح و ثبات و آرامش در خاورمیانه بدون ادای حق مردم فلسطین و بازگشت میلیون‌ها پناهنده فلسطینی به‌دست نخواهدآمد.

هاشمی رفسنجانی افزود: تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد زبان گفت وگو با رژیم صهیونیستی سود ندارد وحقوق ازدست رفته فلسطینی‌ها را باز نمی‌گرداند.

وی در دیدار سال 1388 آبان ماه با سفیر فلسطین در تهران ابراز میدارد:

رفسنجانی مقاومت را تنها راه برای پیروزی مردم فلسطین عنوان می کند و ادامه میدهد: اقدامات رژیم صهیونیستی در محاصره مسجد الاقصی و همچنین ایجاد مشکلات در زندگی مردم فلسطین استحکام بیشتری برای مقاومت ایجاد می کند.وی پیگیری جنایات رهبران رژیم صهیونیستی در غزه را از مهمترین وظایف سازمانهای بین المللی و حقوق بشری نموده و می افزاید: مسلمانان در سراسر جهان خواهان پایان دادن به اقدامات ضد حقوق بشری رژیم صهیونیستی و اعاده حقوق مردم فلسطین هستند.

بخش هایی از جملات ایشان در دیدار با خالد مشعل در اذرماه سال 1388 است:

ظلمی که امروز به مردم غزه می‌شود بسیار رنج‌آور است و مقابله و پایان دادن به آن وظیفه جهان اسلام است».

به عقیده رفسنجانی: «اتحاد جهان اسلام در موضوع فلسطین می‌تواند مانع مهمی در مقابل زیاده‌خواهی‌های رژیم صهیونیستی باشد و کشورهای اسلامی باید تلاش کنند تا با شکستن محاصره غزه به رنج و درد مردم این منطقه پایان دهند».

وی تاکید میکند: «پیگیری و مجازات عاملان اصلی این جنایات ضد بشری بر ضد مردم فلسطین بر عهده سازمان‌های بین‌المللی و حقوق بشری است و کوتاهی در این مورد می‌تواند اعتبار این سازمان‌ها را از بین ببرد».

هاشمی رفسنجانی زنده بودن حرکت‌ جهادی در دل مردم فلسطین را مایه خشنودی عنوان کرد ومیگوید: «حفظ روحیه جهادی و صبر در مقابل سختی‌ها و ناملایمات دو عنصر مهم در پایداری و پیروزی مردم فلسطین است که اکنون به وضوح در این مردم مشاهده می‌شود».

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکیدمیکند: «یکپارچگی و وحدت مردم فلسطین و گروه‌های سیاسی آن و دوری از هرگونه اختلاف، قدرت مبارزه برای احقاق حق مردم فلسطین را افزایش می‌دهد و همه نیروهای حاضر در عرصه مبارزه باید به این موضوع توجه ویژه داشته باشند».

و از همه اینها جالب تر سایت شخصی آقای هاشمی گزارشی را درباره علاقه هاشمی به فلسطین منتشر می نماید که بسیار قابل توجه است:

...................................................... بدینگونه بود که سرگیجه ساواک به مخبرین آنها هم سرایت کرد تا جایی که در ۲۱ مرداد ماه ۱۳۵۰ مخبر ساواک خبر از کشف مهمی داد که هاشمی نام فرزندش را به علت علاقه به مبارزات مردم فلسطین " یاسر " نهاده و با ساختمان سازی در پی تامین اعتبار لازم راه اندازی و ارتقاء گروه فرهنگی رفاه است ! چرا که امید داشت که با این خبر مهم گره از مشکلات متعدد ساواک با " شیخ اکبر هاشمی " بگشاید !!

 

بنابر این بهتر است آقای هاشمی در آستانه روز قدس سال جاری بار دیگر مواضع خود درباره فلسطین را شفاف بیان کنند تا راه سو استفاده حامیان فتنه برای همیشه بسته شود.



کلمات کلیدی:
 
آشنایی با "محمدرضا. ج" مسئول مخملی های جوان
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٠ 

محمدرضا. ج کیست؟

وی فرزندحمیدرضا . ج جامعه شناس ویکی ازعناصرافراطی شورای مرکزی جبهه ی مشارکت می باشدکه مدتی برای ادامه ی تحصیل به همراه همسرش فاطمه . ش . ا  به انگلیس رفته بود و در راستای تبلیغات انتخاباتی یکی از کاندیداهای اصلاح طلب درسال 87 هردو از انگلیس وارد ایران شدند. و سوقاتی تدارک دیده غرب راتحت عنوان راه اندازی کمپین موج سوم وهمینطور تاسیس سایت اینترنتی موج را به همراه آورده وخود مدیریت آن را برعهده گرفت وهمسرش را نیز به عنوان مجری در مقابل دیدگان همه قرار داد.که روزانه بطور زنده برنامه های انتخابات دهم ریاست جمهوری را با اهداف خاص و بعضا اخبار ضدونقیض روی آنتن می فرستاد و به اطلاع جهانیان می رساند.

مشارالیه درجریان حوادث پس از انتخابات 3 مرتبه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیرشدکه پس ازاعترافات بسیار به جهت فشارهای وارده متاًسفانه به دلایل معلوم الحال (نفوذدرپرونده)ازاتهامات وارده تبرئه گردید و پرونده اش منع تعقیب خورد.

وی هم اکنون به خاطر ادامه ی فعالیت های افراطی گرایانه اش پس از آزادی از زندان علی رغم تعهداتی که مبنی برعدم اینگونه فعالیت ها سپرده بود در بازداشت بسرمی برد وسفارش های فراوان کمافی السابق ازکانال های مختلف برای آزادی اش ازچنگ عدالت هنوز ره به جائی نبرده و کار ساز نشده است و وی هم چنان درپنجه عدالت گرفتاراست.

نامبرده پس از اتمام تحصیلات دوره لیسانس ، با گرفتن وام مجهول تحصیلی ازدانشگاه LSE  مقطع کارشناسی ارشد را به مدت یکسال درآنجا گذراند وبه ایران بازگشت وچون برای دکتری نتوانست از همان LSE  بورس بگیرد ناچار به استفاده ازبورس جهان سوم دانشگاه آکسفورد تن داد(که صرفا برای حمایت از دانشجویان مستعد جهان سوم و به قصد تاثیرگذاری برآینده سیاسی کشورشان به آنها ارائه می شود).

وی برای گرفتن این بورس نیاز داشت تا فعالیت هایی را انجام دهد که به نوعی دل غربی ها را بدست آورد ، لذا موضوعی را با کمک هم فکرانش برگزید تا درنگاه غربی ها بالاخص دشمن همیشگی ایرانیان (انگلیسی ها) مقبولیت مضاعفی پیدا کند.

وی که در سال 83 دوره ی آموزشی کوتاه مدت پروفسور جان کین (نویسنده ومتفکرعلوم سیاسی انگلیس ،عضوموسسه کمیسیون مردم سالاری آمریکاو...) درتهران را تجربه نموده بود. بعدها دوسمینار به نام های مدرنیته 1و2 راطراحی وبرپا نمود و خود نیز به عنوان دبیر سمینار ضمن دعوت از برخی چهره های معلوم الحال (ملی مذهبی،مخالف نظام وحاکمیت و...) برای این سمینار موضوع پژوهش نفی گونه های دینداری در ایران را که مرتبط با بورس اش هم بود برگزار کرد.

محمدرضا. جکتابی ازآنتونی گمیدنز"رئیس سابقLSE ومشاورتونی بلر"درباره جهانی شدن به فارسی ترجمه کرده است که تا به حال 3 بارتجدیدچاپ شده است.

بعدها محمدرضا. ج هم چنین ازLSE برای خواهرش ز . ج نیز بورسیه گرفت و وی اکنون دانشجوی آنجاست.

 

فاطمه . ش . ا

وی همسر محمدرضا. ج  بوده که برای کارشناسی ارشد ازبورس تحصیلی موسسه مطالعات اسلامی اسماعیلیه وابسته به آقاخان اسماعیلی استفاده کرد و دراین مورد ازپسوند فامیلی اش که " اسماعیلی " بوده بهره می برد.

این بورس هم چنین افراد را درتابستان برای یادگیری عربی به کشورهای عربی می فرستاد وخانم فاطمه.  ش . ا  نیز درهمین راستا به تونس ولبنان سفرکرد.

مشارالیها اکنون دانشجوی دوره دکتری دانشکده شرق شناسی دانشگاه آکسفورد است که ابتداء تزش درمورد وضعیت حجاب و زنان در ایران و ترکیه بود،اما به دلایلی آن را به بررسی شعرانقلاب اسلامی تغییرداد.

وی اکنون یکی ازعناصرفعال سایت های جنبش سبز درخارج ازکشور می باشدکه حنیف مزروعی،محمدعلی کدیور،فاطمه حقیقت جوو...از اعضاء آن می باشند.


کلمات کلیدی:
 
در مغز سبزها چیست؟
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٠ 

کلمات کلیدی:
 
افشاگری ناآگاهانه معاون جاسبی
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٠ 

منابع آگاه به نقل از معاونت پارلمانی دانشگاه آزاد اسلامی آقای دکتر زارع عنوان داشته اند که اخیراً دکتر جاسبی به همراه تیم م حافظین، جواد جاسبی (فرزندش) و برخی از روسای واحدهای خارج از کشور دانشگاه آزاد اسلامی، سفرهای خارجی به مقصد امارات متحده عربی، مالزی، افغانستان و چند کشور دیگر را آغاز نموده است.

     در این سفرها تنها معاون از میان معاونت های دانشگاه آزاد که در هیئت همراه دکتر جاسبی حضور دارد دکتر زارع می باشد. گفته می شود به دلیل ارتباطات غیرمعمول و غیرمتعارف دکتر زارع با دکتر جاسبی، زارع همواره یکی از همراهان ثابت دکتر جاسبی در کلیه ملاقات ها و مسافرت ها می باشد.

   براساس این گزارش دکتر زارع اعلام نموده است که رییس دانشگاه آزاد در این سفرها علاوه بر ملاقات با مسئولان دانشگاهی کشورهای مذکور، با رجال سیاسی این کشورها نیز ملاقات و رایزنی خواهد داشت.

   برخی از افراد آگاه معتقدند، با توجه به اینکه رفتن جاسبی و تیمش از دانشگاه آزاد اسلامی قطعی شده، نامبردگان در خارج از کشور در پی رایزنی برای منافع خود هستند.

    چنانچه اظهارات دکتر زارع مبنی بر ملاقات های جاسبی با رجال سیاسی کشورهای یادشده صحت داشته باشد. جای این سوال باقی است که آقای جاسبی با کسب مجوز از کدام مرجع سیاسی کشور به خود اجازه می دهد که علاوه بر ملاقات با مسئولان دانشگاهی کشورهای خارجی، به رایزنی سیاسی با مقامات کشورهای مذکور به پردازد.


کلمات کلیدی:
 
سایتی برای مصلحت نظام!
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٠ 

وارد سایت تشخیص مصلحت نظام می شوم...
" در اسلام مصلحت نظام از مسائلی است که مقدم برهمه چیز است"
این سخن زیبای امام راحل نظرم را جلب می کند و نا خودآگاه ذهنم به سمت هاشمی رفسنجانی متمایل می شود.

 

"مصلحت" !!!  کدام مصلحت او را وادار کرد که در تمام دوران فتنه سکوت کند؟
کدام مصلحت فائزه هاشمی را به عنوان سخنران آشوبگران بر کاپوت ماشینها بالا برد؟
مصلحتی که مهدی هاشمی را با تمام خیانتهایش فراری داد و مصلحتی که او را برنمی گرداند؟؟؟؟؟؟؟

"مصلحت نظام " !!!

اما من "مصلحت نظام " را در سایه رفتار و کردار امام راحل و رهبر بزرگم چیز دیگری شناختم :
مصلحت یعنی :برای دوام و سربلندی  نظام از همه چیزت بگذری ...
از خانه ات ، خانواده ات ، فرزندانت ... حتی چون رهبرم بگویی : من چون حسین (ع) حاضرم جانم را فدا کنم ! آری از همه چیزت بگذری تا نظام سربلند ببالد و بماند.


کلمات کلیدی:
 
هرزنامه ها
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳۱ 
نامه سرگشاده محسن کدیور به رئیس مجلس خبرگان رهبری که به زعم خویش بررسی عملکرد دوران ولایت حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای است برگی دیگر بر پرونده سیاه و قطور فتنه گران افزود. دراین باره نکاتی چند قابل ذکر است:
1-کدیور هشت- سروش صفر
به نظر می رسد روشنفکران گریخته از دامان ملت در میدانی برای فحاشی و اهانت به مقدسات در حال رقابت شدید با یکدیگر هستند! چندی قبل و بعد از نماز جمعه تاریخی14  خرداد89  مقام معظم رهبری -که به حق بعد از حماسه
22 خرداد و نه دی و22  بهمن88  باید آن را حماسه چهارم ملت دردوران فتنه نامید- نامه ای از سروش منتشر شد که سراسر اهانت و بی ادبی به ساحت رهبری معظم بود. قبل از آن نیز همین فرد نامه ای دیگر و باز سرشار از عبارات وهن آلود به مراجع عظام تقلید در قم نگاشته بود! جریان روشنفکری که قداره قلم را رها کرده و بی پروا و همنوا با رسانه های دشمن علیه ملت ایران میچرخانند این بار در نامه دیگری توسط کدیور عضو دیگر حلقه5  نفره خارج نشین جریان فتنه در فحاشی و اهانت سنگ تمام گذاشته است! شاید خارج نشینان و اربابان این جریان به آقای کدیور به خاطر پیروزی در این رقابت تنگا تنگ تبریک بگویند که گوی سبقت را از هم قطاران خود دراین امر ربوده است. پس از نامه موهن او به سید حسن خمینی این بار نامه دهها صفحه ای کدیور علیه نظام و رکن الهی ولایت فقیه عمق کینه این جریان به این اصل مترقی را نشان می دهد. حقد و کینه ای که در این یک سال بارها ازاین جماعت بروز داشته است.  اما تفاوت نامه نگاری های سروش و کدیور در اینجاست که سروش هتاکی های خود را در میان اشعار و عبارات ادبی می پیچد اما کدیور سعی میکند هجویات خویش علیه نظام را در زر ورق قانون و شرع تزئین نماید! صد البته بوی تعفن این لجن پراکنی با هیچ عطر و مشکی پاک شدنی نیست!
2- سنگها بسته سگها باز
هم کدیور هم سروش و هم بقیه این حلقه خارج نشین تاکید دارند در ایران اسلامی آزادی وجود ندارد و دلیل آن را هم اصل ولایت فقیه می دانند. با نگاهی به نامه نگاری ها و بیانیه نویسی ها و سخنان اخیر این افراد -که این روزها روند سقوطشان به ورطه ابتذال شدت بیشتری یافته است- به راحتی در میابیم منظور این به اصطلاح روشنفکران از آزادی چیست!! فضایی که در آن هر گونه توهین و فحاشی علیه همه چیز بدون هیچ مانعی وجود داشته باشد! فضایی که راحت بتوان در آن امام زمان(عج) را انکار کرد! به امام حسین(ع) و شعائر دینی حمله کرد! به امام راحل عظیم الشان اتهام خشونت و ... زد. انتخابات میلیونی مردم را زیر سوال برد. مردم فهیم و با بصیرت ایران را ساندیس خور و سیب زمینی خور نامید! علیه رئیس جمهوری منتخب همین ملت با هر ادبیاتی تاخت و ... حتی به نظر می آید اینان طالب گونه ای از آزادی هستند که حتی بتوان در کشوری بدون هیچ مزاحمتی براندازی کرد و کودتا راه انداخت اما حکومت دم بر نیاورد! فضایی که در آن سنگها بسته و سگها باز باشند. این گونه آزادی مورد نظر اینها حتی در ممالکی که این روزها در آنجا ارتزاق می کنند هم وجو ندارد و بلکه شاید از این نظر آنچه مورد انتقاد باید قرار گیرد کثرت آزادی ها و تسامحهای سیاسی و فرهنگی بسیار در ایران است!
3- کدیور دیکتاور
در سرتاسر نامه کدیور روح دیکتاتوری و استبداد و خود بزرگ بینی موج می زند! مخلص کلام کدیور این است آنچه من می گویم درست است و باید همه بپذیرند والا به خطا می روند! مثلا او انتخاب خبرگان در سال68  را زیر سئوال می برد و چون خودش می  پندارد باید به گونه ای دیگر این انتخاب رقم می خورد رای دهها فقیه بزرگوار آن مجلس به آیت الله خامنه ای را اشتباه و عوامانه و جو زده توصیف می کند ! آیا آقای کدیور -که با نظریات مشعشع خود پیرامون امامت و عصمت و .. نشان داده است چقدر فهم دینی دارد-
می تواند صلاحیت علمی یک مرجع و فقیه را درک کند یا جمع معظمی ار فقهای با تقوای شهره در میان ملت؟ شاید به همین خاطر او برای اثبات این سخنش از مرحوم منتظری مایه می گذارد اما لازم است به آقای کدیور یادآوری شود سالها قبل از اینها استاد منتظری یعنی امام راحل(ره) به این شاگرد خود امر کرده بود« از آنجا که
ساده لوح هستید و سریعا تحریک می شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید!»
کدیور این جمع عظیم فقهای عظام را دارای خطا می داند اما یکی دو نفر از روحانیون هم عقیده را می ستاید و مدح می کند آیا این غیر از استبداد و دیکتاتوری روشنفکرانه است؟
البته کدیور حتی نظر استاد خود مرحوم منتظری را وقتی با نظر خودش هماهنگ نیست مورد هجمه قرار می دهد. او در ابتدای نامه تاکید می کند اگر این نامه در مجلس خبرگان مورد بررسی قرا نگیرد نامه بعدی را به افکار عمومی خواهد نگاشت تا ملت خود تصمیم مناسبی اتخاذ کنند! به نظر او واقعا دچار نوعی خود شیفتگی و خودبزرگ بینی شده است و می پندارد افکار عمومی ایران منتظر اوامر و دستورات اوست! از این رو به خیال خود دست به چنین تهدید خطرناکی (بخوانید مضحک) می زند ! روشن است چنین تفکری به خاطر دوری از کشور و بی خبری از اوضاع درون ایران است چه آنکه تا کنون مردم ایران بار ها به بزرگتر از کدیور هم  اعتنایی نکرده اند!
روح استبداد کدیور را آنجا نیز می توان دید که اعتراض چند روزه برخی علیه انتخابات را -که پس از روشن شدن دروغهای فتنه گران فروکش کرد-  بهانه ی تاکیدهای خود به نظام قرا می دهد اما جمعیتهای عظیم و میلیونی در سرتاسر کشور در  نهم دی و22  بهمن و نیز استقبالهای مردم استانهای مختلف از رهبری و رئیس جمهور را عامدانه و عالمانه ندید می گیرد. قلیل آشوبگران را مردم می نامد خیل میلیونی ملت را گماردگان حکومت! و این منش دیکتاتورهاست که جز آنچه خود می گویند و فکر می کنند را حق می دانند و بقیه را به چوب مخالفت با این عقیده می رانند!
4- من ادعا می کنم پس هستم!
او ادعا می کند نامه را علیه رهبر معظم انقلاب -امام خامنه ای - تنظیم کرده است اما به اذعان خود او دراین نامه و در بسیاری از مواضع دیگر او با اصل ولایت فقیه مخالف است و حتی دوران حضرت امام را نیز از نقد بی نصیب نمی گذارد. گرچه او ابتدای نامه سعی دارد القا کند بر مبنای قانون اساسی و شرع سخن می گوید اما با نگاهی به آنچه او در این نامه طولانی سرشار از اطناب ممل نگاشته است مشاهده می شود او به اصل ولایت فقیه بر اساس مبنای خود حمله کرده است به گونه ای که اگر شخص دیگری هم بر این منصب الهی قرار گیرد از اتهامات کدیور در امان نخواهد بود چنانچه خود او و یاران خارج نشینش بارها بر امام راحل نیز توهین نمودند افزون بر این در گذشته کدیور با فهم ناقصی که از دین دارد و می کوشدآن را با عقلانیت ابزاری دنیای مدرن تطبیق دهد سعی می کند به زعم خود تعریفی از نبی و امام و عصمت ارائه دهد که فرا بشری نباشد و منجر به دیکتاتوری نباشد ! چنین فردی مشخص است چه دیدگاهی نسبت به ولایت فقیه خواهد داشت. بدون شک کسی که قائل به عصمت ائمه نیست به راحتی مدعی معصیت همگان می شود! بدون شک امثال کدیور برای آنکه بتوانند تحت ظل اربابان خود همچنان به گذران زندگی و امرار معاش مشغول باشند ناچارند این گونه ساختارها را بشکنند تا هم رزقی کسب کنند و هم اینکه همچنان ابراز وجودی کرده باشند. همچون داستان برادر حسود حاتم طائی که به شهرت برادر خود رشک می برد و در تاریخ مشهور شده است که چطور خودش را مشهور کرد!
5- نامه چند کیلویی اما بی وزن!
اساسنامه جدید کدیور بر تطویل و فزونی است تا شاید با این مثنوی هفتاد من کاغذ خود نشان دهد مستندات فراوانی بر پندارهای خود ارائه کرده است. این در واقع خود نوعی مغالطه است چرا که در نگاه اول مخاطب نامه در برابر حجم زیاد آن ممکن است تحت تاثیر قرا گیرد اما هنگامی که به نامه وارد می شویم مشاهده می شود بخش عظیمی از این نامه لفاظی و تکرار ادعاهای مطروحه در همان نامه است! اگر کسی وقت اضافه داشته باشد و موارد تکراری نامه را حذف کند مشخص می شود چه مقدار از این نامه قلم فرسایی و
سیاهه انگاری است! می توان اهم مطالب این نامه را به چند بخش تقسیم نمود:
یک- ادعاهای کذب و بدون استناد به این و آن بخصوص رهبر معظم انقلاب. مثلا فردی را که  بهخاطر توهین به رئیس قوه قضائیه و مجلس در زندان به سر می برد  منتقد رهبری می نامد که
 به دلیل انتقاد در زندان است! و یا جاسوسان و کودتاگرانی که خود بر جرمشان معترف هستند را بی گناهان در بند می نامد. هنوز در اذهان باقی است این جماعت چگونه از تروریستی که چندین نفر از هموطنان ما را در شیراز به شهادت رسانده بود دفاع کردند و اعدام او را متناقض با حقوق شهروندی و آزادی دانستند! مواردی را به عنوان اتهام به سران نظام نسبت می دهد که هیچ گونه سندی جز شایعه سازی رسانه های غربی در مورد آن وجود ندارد و البته کدیور هم آنها را ارائه
نمی کند!
 اگر ادعای تقلب در انتخابات را که توسط  همین جماعت مدام تکرار می شد دوباره مرور شود شیوه اتهام زنی کدیور در این نامه به خوبی روشن می شود! ادعا پشت ادعا بدون بینه و بدون دلیل!
دو- بیان شبهاتی تکراری مانند شبهه دور در انتخابات خبرگان، چرای وجود دادگاه ویژه روحانیت، مدت دار نبودن دوران رهبری، حکم حکومتی، نظارت استصوابی، ورود بانوان به مجلس خبرگان، ورود غیر فقها و تخصصهای مختلف به مجلس خبرگان که چند سال قبل توسط کروبی مطرح شد، اصل برائت درانتخابات و ... است که بارها و بارها توسط این جماعت و اذناب داخلی و ارباب خارجی آنها مطرح و جواب داده شده است.
سه- بخشهایی از نامه هم اصلا مربوط به رهبری نیست و اهانت و افترا به سایر مسئولین نظام مانند رئیس جمهور، دبیر شورای نگهبان، رئیس و اعضای مجلس خبرگان، رئیس صدا و سیما، نمایندگان مجلس و  ... است. در این میان به سختی باید یک استدلال محکم و دلیل مبرم در این نامه پیدا کرد گشتم نبود نگرد نیست!
چهار- کلمات حق برای بهره برداری باطل مانند بیان روایاتی در باب عدل، نصیحت امام مومنین و ... چرا که در ادامه همین سخنان از اینکه حقوق بهائیان در ایران نقض می شود ابراز ناراحتی شده است!
از نهضت آزادی به عنوان حزبی خوشنام یاد می شود در حالی که امام راحل به درخواست وزیر کشور وقت آقای محتشمی پور آنها را از
هر گونه فعالیت سیاسی در کشور منع کردند و خطر آنها را برای ملت بیشتر  از منافقین دانستند.  از فرقه های انحرافی و انگشت شمار به بهانه مراعات عدالت حمایت می شود اما به ظلمی که فتنه گران به جنبش25  میلیونی ملت -بلکه40میلیونی- روا داشته اند سخنی به میان نمی آید!
6-از عصبانیت بمیر
   در دوران هشت ماهه فتنه از22  خرداد تا22  بهمن آن چیزی که نقشه چندین ساله دشمنان داخلی و خارجی ملت را نقش بر آب کرد درایت و هوشمندی رهبری آگاه و فرهیخته و با بصیرت بود. چنانچه در این سالها همواره این ولایت بوده است در خط مقدم هجمه های دشمنان اسلام و انقلاب بر آنها تاخته است. قامت راست و استوار این پیر فرزانه همواره همراه با امدادهایی از غیب و دستان یداللهی امام زمان در برابر خیل دشمنی های فراوان شرق و غرب مانعی
شکست ناپذیر بوده است. همین امر است که  این گونه دشمنان انقلاب و اسلام و ملت ایران را تا حد جنون عصبانی کرده است که چشم می بندند و دهان باز می کنند و حتی دیگر حاضر به گرفتن ژستهای روشنفکری نیستند بلکه در قامت یک ژورنالیست زرد نویس هر آنچه به ذهنشان خطور می دکند بر دهان می آورند و بر کاغذ می نگارند! رواج این گونه هرزنامه ها در اینترنت بی شک از سر همین عصبانیتها از ملت و رهبری است. ملتی که نهم دی را در دفاع از انقلاب رقم زد و
14  خرداد عشق خود به رهبری را به رخ دشمن کشید. ملتی که در هر تجمع میلیونی فریادشان درخواست مجازات و محاکمه سران فتنه است. فریادهایی که گوشهای کر دیکتاتوران مخملی آنها نمی شنود. صم بکم عمی فهم لایعقلون و لایرجعون. فموتوا بغیضکم!

 


 

 

سرمقاله روزنامه رسالت، شماره 7037


کلمات کلیدی: کدیور ، سروش ، فتنه
 
بی حجابی یا آزادی!
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٧ 

 

هیچ کس با نام آزادی ، دیوار خانه خود را برنمی دارد و شبها حیاطش را باز نمی گذارد ، چون خطر رخنه ی دزد ، جدی است. هیچ صاحب گنج و گوهری هم جواهرات خود را بدون حفاظ ، در معرض دید رهگذران نمی گذارد تا بدرخشد ، جلوه کند و چشم دل برباید ؛ چون جواهر ربوده می شود وقتی در خانه را می بندی ، یا پشت پنجره ی اتاقت پرده می آویزی ، خانه ی خود را از ورود بیگانه و نگاههای مزاحم در پناه قرار داده ای ، نه که خود را در قید و بند حصار افکنده باشی ؛ اگر برای ایمنی از خطرها و آسودگی از مزاحمان ، خود را بپوشانی ، نه کسی ایراد می گیرد و نه اگر هم ایراد بگیرد ، اعتنا می کنی ، چرا که سخنش را بی منطق و نا آگاهانه می دانی و می بینی.
زن به خاطر ارزش و کرامتی که دارد ، باید محفوظ بماند و خود را حراج نکند . زن بخاطر لطافتی که دارد ، نباید در دستهای خشن کامجویان دیو سیرت ، که نقاب مهربانی بر چهره دارند ، پژمرده شود. پس از آنکه گل عصمتش را چیدند او را دور اندازند. یا زیر پایشان له کنند .
خراب کردن همه ی دیوارها و برداشتن همه ی پرده ها و بازگذاشتن همه ی پنجره ها نشانه ی تیره اندیشی است ، نه روشنفکری ؛ علامت جاهلیت است ، نه تمدن.
پس نباید به پای بیگانه ، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد، که بوته های نورس عصمت را لگدمال کند ولی... گریه بی حاصل است و بی ثمر ، وقتی که شاخه شکست و گل چیده شد...

 

حجاب یک مأمن امن برای حفظ ارزش هاست نه پوست لعابی دوم


کلمات کلیدی:
 
پشت پرده های18تیر
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱۸ 
ولایتی با تأکید بر اینکه اینها ضد حاکمیت و مرتبط با دولت بودند، تصریح کرد:‌ بالاخره دخالت دبیر‌خانه شورای امنیت و سپاه در آن زمان موجب شد این‌ها برگردند و بعد یکی از اینها که دستگیر شده بود و الان در آمریکا است و با ضد انقلاب همکاری می‌کند، در زندان گفت که معاون وزارت کشور فرماندهی ما را بر عهده داشت و با تلفن‌های همراه با هم در ارتباط بودیم، گفته بودند که ما برویم به سمت دفتر رهبری و آن زمانی که تهدید به مقابله شد، دوباره همان معاون وزارت کشور گفت برگردید. یعنی مرکز سازمان‌دهی علیه حاکمیت در وزارت کشور بود.

 

* بسیاری از سردمداران 18تیر امروز از طریق رسانه‌های بیگانه علیه نظام و اسلام حرف می‌زنند

وی به خنثی شدن ماجرای 18 تیر بوسیله حضور مردم و راهپیمایی آنها در 23 تیر‌ماه که ابعاد گسترده‌ای داشت اشاره کرد و با بیان اینکه تدبیر بسیار حکیمانه‌ای می‌‌خواهد که با چنین توطئه‌هایی که یک سرش در خارج است مقابله کرد، گفت: بسیاری از کسانی که سردمدار این کارها بودند، الان در خارج و با بیگانگان مرتبط هستند و از طریق رسانه‌های آنها علیه نظام، مقدسات نظام و شیعه حرف می‌زنند و معلوم می‌شود که این‌‌ها مخالفتشان با اسلام است و علتش نیز وابستگی و نفی شخصی است.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه کنار زده ‌شده‌های زمان امام راحل بعد از امام و در پی این جریانات با هم متحد شدند، اظهار داشت: زمانی امام فرمودند که من به نخست وزیری بازرگان، ریاست جمهوری بنی صدر و قائم مقامی آقای منتظری راضی نبودم؛ اینها در این سال‌ها همه با هم جمع شدند؛ نهضت آزادی‌ها، کسانی که در دفتر آقای منتظری بودند و دیگران، منافقین و سلطنت‌طلب‌ها‌ همه با هم جمع شدند و دوباره اتفاقات قبل را با هم ایجاد کردند.

* تقی زاده ها و میرزا‌حسین‌خان سپهسالارها امروز به انگلیس یا آمریکا می‌روند و از آنها مواجب می‌گیرند

ولایتی ادامه داد: اینها تا زمانی که در قدرت هستند حرفی ندارند، اما اگر کنار بروند، به هر قیمتی دست و پا می‌زنند تا بر سر قدرت بمانند.

وی با اشاره به اینکه ما از این افراد در تاریخ معاصر‌مان فراوان داریم، یادآور شد: در زمانی که کشور مبتلا به حکومت قاجار و پهلوی بود، بسیاری از رجال سیاسی کشور وابسته به خارج و زمینه‌ساز نفوذ خارجی‌ها در کشور بودند و امروز هم شما می‌بینید بسیاری از کسانی که به نوعی مورد طرد حکومت قرار گرفتند، در پناه خارجی‌ها قرار گرفتند، حال بین تقی‌زاده و میرزا‌حسین‌خان سپهسالار و فرهاد میرزای معتمد و دیگران که به انگلیس یا روس وابسته بودند با افرادی که امروز به انگلیس یا آمریکا می‌روند و از آنها مواجب می‌گیرند و هر آنچه آنها بخواهند از رسانه‌های آنها علیه ایران و حاکمیت جمهوری اسلامی بیان می‌کنند چه فرقی وجود دارد.

مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل افزود: اینکه در مقابل چنین مجموعه‌ای، نظام حفظ شده، از مشخصات اصلی یک حاکمیت مدبرانه است و اگر در حوزه‌های دیگر حاکمیت دقت کنید، می‌بینید که هر جایی که دولت‌ها انگی داشتند، رهبر معظم انقلاب توانسته با هدایت تا آن جایی که میسر بوده، آن‌ را برطرف کند و اگر دولت‌ها به حال خود رها شده بودند، معلوم نبود که کار انقلاب به اینجا برسد که ملاحظه می‌کنید.

*فتنه اخیر بزرگ‌ترین نمونه از موانع استمرار حاکمیت جمهوری اسلامی بود

ولایتی فتنه اخیر را بزرگ‌ترین نمونه از موارد مشکل استمرار حاکمیت جمهوری اسلامی که با لطف الهی و تدبیر مقام معظم رهبری خنثی شد، عنوان کرد و گفت: در اواخر مجلس ششم دو نفر از سران قوا نامه نوشتند به مقام معظم رهبری که انتخابات مجلس هفتم عقب بیفتد، اما ایشان محکم ایستادند و گفتند سر همان تاریخ که وزارت کشور و شورای نگهبان اعلام کردند باید این انتخابات برگزار شود و استدلال هم این بود که اگر این کار رویه شود و انتخابات انجام نشود، عملاً جمهوری اسلامی بدون قوه مقننه می‌شد و این یعنی سست شدن یکی از پایه‌های جمهوریت نظام و اتفاقا آن‌هایی که نامه نوشتند کسانی بودند که معمولاً در حرف‌هایشان بر تکیه به جمهوری نظام تأکید می‌کردند.

وی با بیان اینکه در انتخابات اخیر عده‌ای گفتند انتخابات باید ابطال شود، اضافه کرد: بعضی گفتند تقلب شده اما مقام معظم رهبری اجازه دادن شورای نگهبان مهلت دریافت شکایات را تمدید کند و تمدید هم شد، اجازه هم دادند که شورای نگهبان عده‌ای را انتخاب کند تا صندوق‌ها را بشمارند، 6 نفر انتخاب شدند و بنده هم یکی از آن‌ها بودم. تماس گرفته شد با بعضی از کاندیدا‌ها که شما هر جایی را که فکر می‌کنید تقلب شده مشخص کنید، نماینده‌های شما و این 6 نفر و از وزارت کشور و شورای نگهبان هم می‌آیند، دوربین‌های تلویزیونی هم زنده پخش کنند، اما حاضر نشدند این کار را کنند و بعداً گفتند که منظورمان این است که مقدمات انتخابات جوری بود که جهت رای‌گیری را عوض کرد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اینکه چگونه می‌شود در انتخاباتی که این همه ناظر، معتمدین محل، وزارت کشور و شورای نگهبان وجود دارند، تقلب اتفاق بیفتد؟ تأکید کرد: از طرفی این ناظرین همان افرادی بودند که در انتخابات قبلی هم بودند و اگر این انتخابات ابطال است، پس باید انتخابات قبلی هم ابطال شود.

ولایتی همچنین تصریح کرد: کاندیدا‌ها نیز در صندوق‌ها نماینده داشتند، پس چه گونه هیچ موردی از تقلب گزارش نشد و در مصاحبه‌ای که صدا و سیما از نما‌ینده‌های کاندیدا‌ها گرفت، همه انتخابات را تایید کردند و مشکلی را بیان نکردند؟

وی ادامه داد: آقای ابوترابی که از جمله این 6 نفر بود، با یکی از این کاندیدا‌ها تماس گرفت و گفت شما که می‌گویید ابطال کنیم، اگر ابطال شود، دوباره همین وزارت کشور و شورای نگهبان باید انتخابات را اجرا کنند، اما آن آقا گفته بود باید یک عده‌ای دیگر به عنوان ناظر انتخاب شوند، این به این معنی است که این حکومت را کنار گذاشته و حکومتی دیگر را روی کار بیاورند، چرا‌که این‌ها ارکان نظام هستند و اگر کسی در ارکان نظام شک کند، یعنی در خود نظام شک کرده است.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام خطاب به افرادی که خواستار ابطال انتخابات شده‌ بودند، گفت: حالا فرض کنیم انتخابات ابطال شد و در انتخابات بعدی گروهی دیگر پیروز شوند، آیا این حق را به گروه اول می‌دهید که خواستار ابطال مجدد انتخابات باشند؟ اگر این حق را نمی‌دهید، پس چه طور فقط این حق را برای خود می‌خواهید و اگر این حق را می‌دهید که این روند همینگونه ادامه پیدا می‌کند و دیگر هیچ دولتی روی کار نمی‌ماند و کشوری باقی نمی‌ماند، به همین دلیل مقام معظم رهبری با قاطعیت در نماز جمعه 29 خرداد فرمودند ابطال انتخابات ممکن نیست و هرکس اعتراض دارد از مسیر قانونی اقدام کند.

ولایتی در پایان اظهار داشت: این تدابیر باعث شد تا کار تمام شود، اما بعضی می‌گویند اگر در همان 18 تیر با کسانی که مقصر بودند، برخورد شده بود، ماجرا‌ی بعد از انتخابات امسال را نداشتیم، البته استدلال طرف مقابل این است که ما با بخشش و عطوفت خود با آنها اتمام حجت کردیم، بلکه آنها به خود برگردند اما آنها همان کار و نیت را این بار در ابعاد بزرگتر ادامه دادند و حالا بعد از اینکه حامیان خارجی اینها شکست خوردند و از این داخلی‌هایی که دانسته یا ندانسته آب به آسیاب دشمن ریختند، ناامید شدند، کم کم کوس رسوایی این نوع ارتباطات را بر سر بازارهای سیاست دنیا می‌زنند.


کلمات کلیدی:
 
حامیان سبزگزارش دهند
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢۳ 

بعداز این همه دعوت ، بیانیه ، سخنرانی
بعداز این همه بودجه و هزینه

حالا 22 خرداد است! حامیان سبز که گفتید تهران و شهرستانها شلوغ است اسناد و مدارک خود را ارائه دهید در هیچ یک از سایتها و وبلاگهای شما عکس و فیلم قابل توجهی منتشر نشده است!
چه طور انتظار دارید دروغهایتان را باور کنند؟

وقتی بهترین عکسهایی که از تجمعات گرفته اید نشان از شکست شما دارد!


کلمات کلیدی: 22خرداد